عروسک آنابل واقعی کجاست؟ داستان ترسناک آنابل و حقیقت پشت افسانه مشهور

عروسک آنابل

عروسک آنابل یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای سینمای وحشت در سال‌های اخیر است؛ عروسکی که نخستین‌بار در فیلم «احضار» توجه مخاطبان را به خود جلب کرد و بعدتر صاحب سه‌گانه مستقل خودش شد. اما برخلاف بسیاری از شخصیت‌های ترسناک سینما، آنابل از ابتدا یک شخصیت کاملاً خیالی نبود.

داستانی که درباره عروسک آنابل واقعی روایت شده، به پرونده‌ای مربوط می‌شود که اد و لورین وارن، زوج مشهور آمریکایی فعال در حوزه تحقیقات ماوراءالطبیعه، در دهه ۱۹۷۰ روی آن کار کردند. طبق روایت آن‌ها، یک عروسک پارچه‌ای معمولی پس از مدتی رفتارهایی غیرعادی از خود نشان داد و حتی گفته شد که موجودی غیرانسانی از طریق آن با صاحبانش ارتباط برقرار کرده است.

اما یک سؤال مهم وجود دارد: چقدر از این داستان واقعاً قابل اثبات است؟

در این مطلب سراغ داستان واقعی آنابل، صاحبان اولیه آن، موزه وارن‌ها، تفاوت‌های آن با فیلم‌های سینمایی و در نهایت تردیدهایی می‌رویم که درباره واقعی بودن این ماجرا وجود دارد.

عروسک آنابل واقعی چه شکلی است؟

اولین تفاوت مهم میان آنابل واقعی و نسخه سینمایی آن، ظاهر عروسک است.

در فیلم‌های «آنابل»، با یک عروسک چینی ترسناک مواجهیم که چهره‌ای کاملاً غیرطبیعی دارد؛ پوست رنگ‌پریده، چشم‌های بزرگ و حالتی که از همان ابتدا به مخاطب می‌گوید قرار است اتفاق بدی رخ دهد.

اما عروسک واقعی آنابل بسیار معمولی‌تر است.

این عروسک از نوع Raggedy Ann است؛ یک عروسک پارچه‌ای با موهای قرمز، لباس رنگارنگ و چهره‌ای نسبتاً دوستانه. اگر کسی بدون دانستن داستان آن را ببیند، احتمالاً تصور نمی‌کند که یکی از مشهورترین اشیای مرتبط با داستان‌های ماوراءالطبیعه باشد.

همین تفاوت شاید یکی از جذاب‌ترین بخش‌های داستان باشد. آنابل واقعی برخلاف نسخه سینمایی، از همان ابتدا ترسناک به نظر نمی‌رسد.

اتفاقاً معمولی بودن آن باعث شده داستانش برای بسیاری از علاقه‌مندان به ماجراهای فراطبیعی عجیب‌تر شود.

عروسک آنابل

آنابل واقعی متعلق به چه کسی بود؟

داستان مشهور آنابل در اوایل دهه ۱۹۷۰ آغاز شد. طبق روایت وارن‌ها، عروسک به یک پرستار جوان به نام دانا تعلق داشت.

دانا عروسک را به‌عنوان هدیه تولد از مادرش دریافت کرده بود. او و دوستش، که او نیز پرستار بود، در آپارتمانی زندگی می‌کردند و در ابتدا هیچ اتفاق خاصی درباره عروسک وجود نداشت.

اما مدتی بعد، آن‌ها متوجه چیزی عجیب شدند.

عروسک گاهی در محلی متفاوت از جایی که آن را گذاشته بودند پیدا می‌شد.

در ابتدا احتمال می‌دادند که خودشان جای آن را تغییر داده باشند. برای همین تصمیم گرفتند وضعیت عروسک را عمداً تغییر دهند تا بتوانند جابه‌جایی احتمالی آن را بررسی کنند.

طبق روایت آن‌ها، این آزمایش‌ها نیز نتیجه عجیبی داشت. عروسک ظاهراً دوباره در وضعیت متفاوتی ظاهر می‌شد.

بعدتر، ماجرا وارد مرحله‌ای عجیب‌تر شد.

یادداشت‌هایی که ظاهراً از طرف آنابل نوشته می‌شدند

طبق داستانی که بعدها توسط وارن‌ها منتشر شد، صاحبان عروسک در خانه یادداشت‌هایی پیدا می‌کردند که ظاهراً با مداد روی کاغذ نوشته شده بودند.

در این یادداشت‌ها جملاتی مانند درخواست کمک دیده می‌شد.

موضوع عجیب‌تر این بود که صاحبان خانه ادعا می‌کردند چنین کاغذ و مدادی در اختیار نداشتند.

البته هیچ‌کدام از این اتفاقات به شکل مستقل و علمی اثبات نشده‌اند و آنچه امروز درباره آن‌ها می‌دانیم عمدتاً از روایت صاحبان عروسک و گزارش‌های مربوط به پرونده وارن‌ها سرچشمه می‌گیرد.

همین نکته در بررسی داستان آنابل بسیار مهم است؛ زیرا میان «روایتی که درباره یک اتفاق منتشر شده» و «اتفاقی که به‌صورت مستقل اثبات شده» تفاوت زیادی وجود دارد.

آنابل هیگینز چه کسی بود؟

صاحبان عروسک برای پیدا کردن توضیحی درباره اتفاقات خانه، سراغ یک واسطه روحی رفتند.

طبق روایت مشهور، این واسطه مدعی شد روح دختربچه‌ای هفت‌ساله به نام «آنابل هیگینز» در محل حضور دارد.

گفته شد این دختر سال‌ها پیش در همان منطقه زندگی می‌کرده و پیش از ساخته شدن ساختمان‌های امروزی، در زمین‌های اطراف بازی می‌کرده است.

روح ادعایی آنابل ظاهراً می‌خواست با صاحبان خانه ارتباط برقرار کند و از آن‌ها اجازه گرفت که از طریق عروسک با آن‌ها در تماس باشد.

آن‌ها نیز با این تصور که با روح یک کودک بی‌آزار روبه‌رو هستند، با این درخواست موافقت کردند.

اما اد وارن بعدها برداشت کاملاً متفاوتی از این اتفاق ارائه کرد.

به گفته او، چیزی که خود را «آنابل» معرفی کرده، روح یک کودک نبوده است؛ بلکه موجودی غیرانسانی بوده که با استفاده از نام و داستان یک کودک، اعتماد صاحبان عروسک را به دست آورده است.

این بخش از روایت، یکی از پایه‌های اصلی داستان آنابل محسوب می‌شود.

اد و لورن وارنر
خانواده وارنر

حمله‌ای که داستان آنابل را جدی‌تر کرد

یکی از مهم‌ترین ادعاهای مطرح‌شده درباره پرونده آنابل مربوط به جوانی به نام لو است؛ فردی که در ارتباط با صاحبان عروسک بود و از ابتدا نسبت به آن بدبین بود.

طبق روایت منتشرشده، لو چندین بار خواب‌های ناخوشایندی درباره عروسک می‌دید.

اما ماجرای اصلی زمانی اتفاق افتاد که او ادعا کرد پس از نزدیک شدن به عروسک، احساس حضور موجودی در پشت سر خود داشته و بعداً روی سینه‌اش چند زخم ظاهر شده است.

این زخم‌ها در روایت وارن‌ها به شکل ردهای شبیه پنجه توصیف شده‌اند.

نکته مهم این است که چنین ادعاهایی در منابع مربوط به پرونده مطرح شده‌اند، اما مدارک مستقل و قابل بررسی عمومی که بتوانند منشأ ماوراءالطبیعی این جراحت‌ها را ثابت کنند، در دسترس نیست.

صاحبان خانه پس از این اتفاق سراغ یک کشیش رفتند و موضوع را با کلیسا در میان گذاشتند.

در ادامه، اد و لورین وارن نیز وارد پرونده شدند.

اد و لورین وارن چه اعتقادی درباره آنابل داشتند؟

وارن‌ها پس از بررسی داستان، برخلاف صاحبان عروسک اعتقاد داشتند که با روح یک دختر بچه مواجه نیستند.

از دیدگاه آن‌ها، موجودی غیرانسانی تلاش کرده بود صاحبان عروسک را فریب دهد.

به اعتقاد وارن‌ها، نخستین مرحله این فریب ایجاد کنجکاوی بود. عروسک با جابه‌جا شدن و ایجاد اتفاقات عجیب، توجه صاحبان خانه را جلب کرده بود.

مرحله بعدی، تماس با یک واسطه روحی بود.

طبق تحلیل وارن‌ها، موجود مورد ادعا در جریان این ارتباط خود را به‌عنوان یک کودک معرفی کرده و در نهایت از صاحبان خانه اجازه گرفته بود که به زندگی آن‌ها وارد شود.

از نظر آن‌ها، همین اجازه به موجود امکان داده بود که فعالیت خود را گسترش دهد.

البته این برداشت، بخشی از چارچوب اعتقادی وارن‌ها درباره پرونده بود و نه یک نتیجه‌گیری علمی که توسط تحقیقات مستقل تأیید شده باشد.

وارن‌ها چگونه آنابل را از خانه خارج کردند؟

پس از بررسی اتفاقات، یک مراسم مذهبی برای پاکسازی آپارتمان انجام شد.

در ادامه، عروسک نیز به همراه وارن‌ها به خانه آن‌ها منتقل شد.

اما طبق روایت اد و لورین، داستان در همین‌جا تمام نشد.

آن‌ها مدعی شدند که بعد از قرار گرفتن عروسک در ماشین، خودرو هنگام رانندگی با مشکلات عجیبی مواجه شد. ترمزها ظاهراً درست عمل نمی‌کردند و کنترل خودرو در پیچ‌ها دشوار شده بود.

اد وارن در نهایت عروسک را با آب مقدس متبرک کرد و پس از آن، به گفته او، مشکلات خودرو متوقف شدند.

این روایت یکی از مشهورترین قسمت‌های داستان آنابل است؛ هرچند مانند دیگر اتفاقات پرونده، مدرک مستقلی برای اثبات ارتباط میان عروسک و مشکلات خودرو وجود ندارد.

عروسک آنابل اکنون کجاست؟

پس از آنکه عروسک به دست وارن‌ها رسید، آن‌ها تصمیم گرفتند آن را در یک محفظه شیشه‌ای قرار دهند.

عروسک بعدها به یکی از مهم‌ترین اشیای موزه ماوراءالطبیعه وارن‌ها تبدیل شد.

این موزه در مونرو، ایالت کنتیکت آمریکا قرار داشت و مجموعه‌ای از اشیایی را نگهداری می‌کرد که وارن‌ها ادعا می‌کردند با پرونده‌های ماوراءالطبیعه مرتبط هستند.

آنابل مشهورترین شیء این مجموعه بود.

روی محفظه عروسک نیز هشداری قرار داده شده بود که بازدیدکنندگان را از دست زدن یا باز کردن آن منع می‌کرد.

با این حال، وضعیت موزه و امکان بازدید از آن در طول سال‌های اخیر تغییر کرده و موزه در شکل سابق خود برای بازدید عمومی در دسترس نیست.

عروسک آنابل

آیا آنابل واقعاً در موزه وارن‌ها حرکت می‌کرد؟

یکی از داستان‌هایی که درباره آنابل نقل شده، مربوط به جابه‌جایی عروسک در خانه وارن‌هاست.

طبق ادعای آن‌ها، عروسک گاهی در مکان‌هایی دیده می‌شد که پیش از ترک خانه در آنجا قرار نداشت.

در یکی از روایت‌های مشهور، گفته شده یکی از کشیش‌هایی که در پرونده همکاری داشت، با تمسخر به عروسک گفته بود که چیزی جز یک عروسک پارچه‌ای نیست و نمی‌تواند به کسی آسیب برساند.

پس از خروج او، اتفاقی برای خودروی کشیش رخ داد و گفته شد ترمز خودرو از کار افتاده است.

این اتفاق بعدها به داستانی تبدیل شد که در آنابل به‌عنوان نمونه‌ای از انتقام عروسک از کسانی که آن را دست‌کم می‌گیرند، بازگو شد.

اما بار دیگر باید تأکید کرد که این روایت‌ها عمدتاً از منابع مرتبط با وارن‌ها آمده‌اند و شواهد مستقلی برای ارتباط دادن حوادث به عروسک وجود ندارد.

ماجرای تصادف معروف آنابل

یکی دیگر از داستان‌های مشهور درباره آنابل به یک بازدیدکننده مربوط می‌شود.

طبق روایت لورین وارن، مرد جوانی هنگام بازدید از موزه عروسک را مسخره کرده و حتی به محفظه آن ضربه زده بود.

پس از ترک موزه، او همراه نامزدش سوار موتورسیکلت شد.

گفته شده این مرد بعداً کنترل موتورسیکلت را از دست داد و با درخت برخورد کرد و جان باخت.

این داستان به مرور به یکی از معروف‌ترین افسانه‌های پیرامون آنابل تبدیل شد و معمولاً به‌عنوان هشداری برای کسانی مطرح می‌شود که عروسک را مسخره می‌کنند.

با این حال، همان مشکل همیشگی پابرجاست: ارتباط مستقیم میان حادثه رانندگی و عروسک با مدرک مستقل اثبات نشده است.

چه چیزهایی که در فیلم‌های آنابل می‌بینیم واقعی نیستند؟

اگر سه فیلم «Annabelle»، «Annabelle: Creation» و «Annabelle Comes Home» را دیده باشید، احتمالاً متوجه شده‌اید که داستان سینمایی تفاوت زیادی با پرونده اصلی دارد.

فیلم‌ها برای ساختن یک روایت سینمایی کامل، تقریباً بخش عمده‌ای از داستان را تغییر داده‌اند.

در فیلم نخست، شخصیت‌هایی مانند جان و میا فورم وجود دارند که کاملاً ساخته فیلمنامه هستند.

داستان فرقه شیطان‌پرستی، حملات خونین، قتل‌ها و بخش زیادی از گذشته عروسک نیز ارتباط مستقیمی با پرونده واقعی ندارند.

در واقع، فیلمسازان از یک ایده ساده یعنی «عروسکی که طبق ادعاها رفتارهای غیرعادی داشته» استفاده کرده و داستانی بسیار بزرگ‌تر و سینمایی‌تر ساخته‌اند.

عروسک آنابل

آنابل: خلقت چقدر به داستان واقعی نزدیک است؟

«آنابل: خلقت» حتی فاصله بیشتری با پرونده واقعی دارد.

در این فیلم، یک عروسک‌ساز و همسرش پس از مرگ دخترشان آنابل، با اتفاقاتی ماوراءالطبیعی روبه‌رو می‌شوند.

سپس گروهی از دختران یتیم وارد خانه آن‌ها می‌شوند و یکی از آن‌ها با عروسک مواجه می‌شود.

این داستان تقریباً به‌طور کامل ساخته فیلمنامه است.

اگرچه نام «آنابل» و ایده ارتباط عروسک با یک نیروی شیطانی از افسانه واقعی گرفته شده، اما وقایع فیلم را نباید بازسازی دقیق پرونده وارن‌ها دانست.

«آنابل به خانه می‌آید» چطور؟

سومین فیلم، یعنی «Annabelle Comes Home»، بیشتر از دو قسمت قبلی به فضای موزه وارن‌ها و مجموعه اشیای عجیب آن‌ها می‌پردازد.

در فیلم، آنابل در اتاقی مخصوص در خانه وارن‌ها نگهداری می‌شود و آزاد شدن آن باعث می‌شود مجموعه‌ای از موجودات و اشیای ماورایی وارد داستان شوند.

برخی از این اشیا از داستان‌ها و پرونده‌های مرتبط با وارن‌ها الهام گرفته‌اند، اما بسیاری از جزئیات برای فیلم ساخته شده‌اند.

برای مثال، برخی اشیای معروف فیلم از جمله لباس عروس، آینه و دیگر وسایل، نسخه سینمایی یا تغییر یافته اشیایی هستند که ادعا می‌شد در مجموعه واقعی وارن‌ها وجود داشته‌اند.

بنابراین «آنابل به خانه می‌آید» را بهتر است ترکیبی از افسانه‌های مربوط به موزه و تخیل هالیوود بدانیم، نه مستندی درباره اتفاقات واقعی.

آیا آنابل واقعاً تسخیر شده بود؟

اینجا مهم‌ترین سؤال داستان مطرح می‌شود.

آیا واقعاً روح یا موجودی شیطانی داخل عروسک آنابل وجود داشته است؟

پاسخ قطعی از نظر شواهد موجود، خیر است.

داستان آنابل بر مجموعه‌ای از شهادت‌ها و روایت‌های اشخاصی استوار است که ادعا کرده‌اند اتفاقات غیرعادی را تجربه کرده‌اند.

اما برای اثبات علمی تسخیر شدن یک عروسک، باید شواهدی مستقل، قابل تکرار و قابل بررسی وجود داشته باشد.

چنین شواهدی درباره آنابل در دسترس نیست.

هیچ مدرک قابل اتکایی وجود ندارد که نشان دهد عروسک واقعاً خودش حرکت کرده، یادداشت نوشته یا باعث آسیب فیزیکی به افراد شده است.

آنچه داریم، عمدتاً روایت صاحبان عروسک، روایت وارن‌ها و داستان‌هایی است که بعدها در کتاب‌ها، مصاحبه‌ها و فیلم‌ها بازگو شده‌اند.

چرا داستان آنابل با وجود نبود شواهد، این‌قدر مشهور شد؟

بخش مهمی از شهرت آنابل به خود اد و لورین وارن بازمی‌گردد.

آن‌ها طی چند دهه به یکی از مشهورترین چهره‌های حوزه تحقیقات ماوراءالطبیعه در آمریکا تبدیل شدند.

پرونده‌هایی مانند آمیتی‌ویل، خانواده پرون، ماجرای انfield و آنابل بعدها الهام‌بخش آثار سینمایی متعددی شدند.

هالیوود نیز با ساخت مجموعه «The Conjuring» و اسپین‌آف‌های آن، نام وارن‌ها و پرونده‌هایشان را به مخاطبان میلیون‌ها نفر در سراسر جهان معرفی کرد.

آنابل نیز از همین مسیر به یک نماد فرهنگی تبدیل شد.

امروز بسیاری از مردم ابتدا آنابل را از فیلم‌ها می‌شناسند و سپس درباره عروسک واقعی کنجکاو می‌شوند.

بزرگ‌ترین مشکل داستان آنابل چیست؟

مهم‌ترین مسئله این است که میان ادعا و مدرک فاصله زیادی وجود دارد.

برای مثال، گفته شده عروسک جابه‌جا می‌شده، اما تصاویر یا فیلم‌های مستقل و قابل بررسی که چنین اتفاقی را ثبت کرده باشند، در دسترس نیست.

گفته شده یادداشت‌هایی ظاهر می‌شده‌اند، اما منشأ آن‌ها نیز به شکل مستقل مشخص نشده است.

حتی داستان حمله به لو نیز عمدتاً از طریق روایت‌های مربوط به پرونده منتقل شده است.

این مسئله به این معنا نیست که صاحبان عروسک حتماً دروغ گفته‌اند.

ممکن است آن‌ها واقعاً اتفاقاتی را تجربه کرده باشند که برایشان غیرقابل توضیح بوده است.

اما «غیرقابل توضیح بودن» یک اتفاق، الزاماً به معنای «ماوراءالطبیعی بودن» آن نیست.

ممکن است خطای حافظه، برداشت اشتباه، عوامل محیطی، دخالت انسانی یا دلایل دیگری وجود داشته باشد که در زمان وقوع حادثه شناسایی نشده‌اند.

اد و لورین وارن چقدر قابل اعتماد بودند؟

این بخش از ماجرا پیچیده‌تر است.

وارن‌ها در میان علاقه‌مندان به پدیده‌های ماوراءالطبیعه طرفداران زیادی داشتند، اما فعالیت‌هایشان همواره با انتقاد روبه‌رو بوده است.

منتقدان معتقد بودند برخی از داستان‌هایی که آن‌ها تعریف می‌کردند بیش از آنکه یک تحقیق علمی باشند، بخشی از روایت‌پردازی درباره پرونده‌ها بوده‌اند.

از طرف دیگر، وارن‌ها کتاب منتشر می‌کردند، سخنرانی داشتند و از طریق فعالیت‌های مرتبط با پرونده‌هایشان درآمد کسب می‌کردند.

بنابراین طبیعی است که منتقدان درباره انگیزه‌ها و نحوه روایت پرونده‌ها سؤال داشته باشند.

یکی از نمونه‌هایی که بعدها به این تردیدها دامن زد، همکاری وارن‌ها با نویسندگان کتاب‌هایی درباره پرونده‌های ماوراءالطبیعه بود.

در مواردی حتی نویسندگان بعداً درباره میزان واقعی بودن بخش‌هایی از این داستان‌ها ابراز تردید کردند.

آیا کتاب‌های مرتبط با وارن‌ها همیشه روایت دقیق ارائه می‌دادند؟

یکی از انتقادهای مطرح‌شده درباره وارن‌ها این بود که مرز میان گزارش واقعی و داستان‌پردازی در برخی پرونده‌ها روشن نبود.

بعضی از کتاب‌هایی که بر اساس پرونده‌های آن‌ها منتشر شدند، بعدها مورد انتقاد قرار گرفتند و حتی نویسندگان آن‌ها درباره میزان واقعی بودن برخی اتفاقات توضیحاتی ارائه کردند.

این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که داستان آنابل ساختگی است، اما باعث می‌شود نتوانیم روایت وارن‌ها را بدون پرسش و بررسی به‌عنوان یک واقعیت قطعی بپذیریم.

در نهایت، درباره آنابل باید میان سه موضوع تفاوت قائل شویم:

واقعیت وجود عروسک؛
ادعاهایی که صاحبان آن درباره رفتار عروسک مطرح کردند؛
و برداشت ماوراءالطبیعه‌ای که وارن‌ها از این اتفاقات ارائه دادند.

وجود عروسک واقعی است؛ اما دو مورد بعدی همچنان محل بحث هستند.

آنابل واقعی؛ افسانه، پرونده یا یک داستان ترسناک؟

شاید جذاب‌ترین بخش داستان آنابل همین ابهام باشد.

ما می‌دانیم عروسکی واقعی با نام آنابل وجود داشته و در اختیار اد و لورین وارن قرار گرفته است.

می‌دانیم این عروسک پارچه‌ای با نسخه‌ای که در فیلم‌ها می‌بینیم تفاوت زیادی دارد.

می‌دانیم داستان‌هایی درباره جابه‌جایی عروسک، یادداشت‌های مرموز، حمله به یک جوان و اتفاقات عجیب دیگر درباره آن منتشر شده است.

اما نمی‌دانیم این اتفاقات واقعاً به شکلی که بعدها روایت شده‌اند رخ داده‌اند یا نه.

و مهم‌تر از همه، هیچ مدرک علمی و مستقل قابل اتکایی وجود ندارد که ثابت کند یک موجود شیطانی درون یا اطراف این عروسک حضور داشته است.

به همین دلیل، بهترین نگاه به داستان آنابل این نیست که آن را صددرصد واقعی یا صددرصد جعلی بدانیم.

آنابل در نقطه‌ای میان یک شیء واقعی، مجموعه‌ای از روایت‌های اثبات‌نشده و یک افسانه بسیار موفق فرهنگی قرار دارد.

هالیوود از همین ابهام استفاده کرد و آن را به یکی از مشهورترین عروسک‌های تاریخ سینمای وحشت تبدیل کرد.

شاید اگر آنابل واقعی را بدون دانستن داستانش ببینید، اصلاً چیز ترسناکی در آن پیدا نکنید؛ یک عروسک پارچه‌ای قدیمی با لبخندی ساده که در یک محفظه شیشه‌ای قرار گرفته است.

اما وقتی داستانی را که دهه‌ها درباره آن گفته شده بدانید، همان عروسک معمولی می‌تواند کاملاً متفاوت به نظر برسد.

و شاید راز ماندگاری آنابل دقیقاً همین باشد: ما نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم چه چیزی واقعاً اتفاق افتاده و چه چیزی در طول سال‌ها به داستان اضافه شده است.

در نهایت، آنابل بیش از آنکه یک مدرک برای وجود نیروهای ماوراءالطبیعه باشد، نمونه‌ای جالب از قدرت داستان‌گویی، ترس و فرهنگ عامه است؛ عروسکی واقعی که داستانی بسیار بزرگ‌تر از خودش پیدا کرد و سرانجام از یک اسباب‌بازی پارچه‌ای به یکی از معروف‌ترین نمادهای ژانر وحشت تبدیل شد.

| مطالب فیلم وسریال

| مطالب بازی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *