سری Battlefield همیشه بهخاطر پاداشهای خاص و چشمگیرش شناخته میشود؛ جوایزی که تنها با پشت سر گذاشتن مسیرهای طولانی و چالشهای طاقتفرسا آزاد میشوند و برای بسیاری از بازیکنان حکم مدال افتخار دارند. اما در نسخه ششم این مجموعه، شرایط به گونهای طراحی شده که برخی از این پاداشها عملاً دستنیافتنی به نظر میرسند.
در میان این جوایز، اسکینهای Heatwave و Coldfront جایگاهی ویژه دارند. این دو اسکین در انتهای مسیر چالشهای حالت Conquest قرار گرفتهاند و تنها زمانی آزاد میشوند که بازیکن بتواند دو مسابقه را پیروز شود و سپس در یک مسابقه دیگر، تمامی اهداف نقشه را به مدت یک دقیقه کامل و بدون وقفه در اختیار داشته باشد. چنین شرطی در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در عمل به دلیل ماهیت پرهرجومرج Conquest و حضور تیمهای بزرگ و بازیکنان تصادفی، تقریباً غیرممکن است.
حالت Conquest بهطور طبیعی با تغییرات سریع و درگیریهای مداوم همراه است. کنترل همه پرچمها در یک نقشه برای یک دقیقه کامل نیازمند هماهنگی بینقص میان دهها بازیکن است؛ هماهنگیای که در سیستم مچمیکینگ عمومی تقریباً وجود ندارد. کافی است یک گروه کوچک در گوشهای از نقشه پرچمی را از دست بدهد تا تمام تلاش تیم نابود شود و چالش از ابتدا آغاز گردد. این شرایط باعث میشود که موفقیت در این چالش بیشتر به شانس، ضعف تیم مقابل یا فروپاشی کامل آن وابسته باشد تا مهارت واقعی بازیکنان.
جالب آنکه این شرط در ابتدا حتی سختتر هم بوده و نیاز به سه پیروزی با همین شرایط داشته است. همین موضوع نشان میدهد که طراحی چالش از ابتدا با واقعیتهای میدان نبرد و ساختار بازی هماهنگ نبوده است. نتیجه چنین طراحیای، ایجاد تناقضی عجیب است: بازیکنان برای آزاد کردن اسکینها مجبورند به دنبال مسابقات یکطرفه یا تیمهای نامتعادل باشند، نه تجربه طبیعی و رقابتی Battlefield. این وضعیت حتی باعث شده برخی بازیکنان عمداً از مسابقات خارج شوند تا شاید وارد بازیای شوند که تیم مقابل کاملاً تسلیم شده باشد.
در نهایت، اسکینهای Heatwave و Coldfront به جای آنکه انگیزهای برای ادامه بازی باشند، به هدفی تبدیل شدهاند که ارزش زمانی صرفشده را ندارند. این چالش بیش از آنکه مهارت بازیکنان را محک بزند، ضعفهای سیستم مچمیکینگ و طراحی غیرواقعی اهداف را آشکار میکند و تجربه کلی Battlefield 6 را تحتتأثیر قرار میدهد.






















