نوآوری کپکام در شکستن کلیشه «پدر سوگوار»؛ چرا Pragmata از قالب تکراری ماموریت‌های همراهی خارج می‌شود؟

Pragmata غول‌های ژاپنی را پشت سر گذاشت؛ آرزوی دیرینه گیمرها برای تجربه جدیدترین ساخته کپکام

در دنیای بازی‌های ویدیویی، ماموریت‌هایی که بازیکن را موظف به محافظت و همراهی با شخصیتی خاص می‌کنند، اغلب به عنوان عاملی مزاحم و برهم‌زننده ریتم تجربه شناخته می‌شوند. اما Pragmata روایت متفاوتی را پیش می‌کشد. در این بازی، حضور دایانا نه یک افزونه اضافی، بلکه بخشی از هویت و منطق حاکم بر طراحی محسوب می‌شود. این اثر به سرعت نشان می‌دهد که طراحی همراه هوشمندانه و وسواس‌گونه آن، می‌تواند خاطرات تلخ ماموریت‌های اسکورت را از ذهن بازیکنان پاک کند.

توسعه‌دهندگان Pragmata تلاش کردند تا محیط بازی شبیه تولیدات هوش مصنوعی باشد

۵. کهن‌الگوی «پدر غمگین» در Pragmata

اصطلاح «پدر غمگین» به قهرمانانی اشاره دارد که در نمایش احساسات محتاط هستند و با فروتنی تمام، خود را مسئول محافظت از همراه آسیب‌پذیرشان می‌دانند. این الگوی محبوب در عناوینی مانند God of War (رابطه کریتوس و آترئوس) یا The Last of Us (جوئل و الی) دیده می‌شود و به شکل‌گیری موقعیت‌های احساسی برای روایت داستان و رشد شخصیت‌ها کمک می‌کند.

اما Pragmata فراتر از تقلید صرف از یک الگوی تکراری حرکت می‌کند و این پرسش را مطرح می‌سازد: اگر این کهن‌الگو را نه فقط در داستان، بلکه در دل گیم‌پلی پیاده کنیم، چه می‌شود؟ این آی‌پی جدید کپکام همچنین پرسش دیگری را پیش می‌کشد: اگر همراه آسیب‌پذیر و معصوم داستان، به جای ایجاد مزاحمت، نقشی حیاتی در بقای قهرمان ایفا کند، آنگاه تجربه چگونه خواهد شد؟

۴. عبور از مرحله «سربار بودن» و رسیدن به سطح مشارکت

بازی‌های مدرن در طراحی ماموریت‌های اسکورت، همچنان رویکردی عقب‌مانده و منسوخ دارند و در حفظ ریتم سرگرم‌کنندگی ناکام می‌مانند. شخصیت همراه معمولاً جلودار بازیکن را می‌گیرد، تصمیم‌گیری لحظه‌ای را دشوار می‌کند و بازیکن را به تماشای مکرر صفحه Game Over عادت می‌دهد. اما دایانا با توانایی هک و تعامل با محیط، پویایی تازه‌ای خلق می‌کند و این بار این پرسش را مطرح می‌سازد: «آیا تو هم به اندازه من می‌توانی کارساز باشی؟» اینگونه، مسیر یک‌طرفه محافظت از یک دختر ترسو یا دانشمندی بی‌دست‌وپا، به جاده‌ای دوطرفه تبدیل می‌شود.

Pragmata

۳. فرار از کات‌سین‌های بی‌شمار و روایت از طریق مکانیک‌ها

در بسیاری از بازی‌های مدرن، داستان‌گویی سینماتیک روشی محبوب برای روایت و گسترش شخصیت‌هاست. پیوندهای عاطفی معمولاً در کات‌سین‌ها پررنگ می‌شوند، اما گاه چنان فاصله میان گیم‌پلی و سکانس‌های داستانی احساس می‌شود که گویی دو اثر جداگانه پیش روی بازیکن قرار دارد. در Pragmata اما چنین نیست. مکانیک‌هایی که به واسطه دایانا در اختیار بازیکن قرار می‌گیرد، این درک را ایجاد می‌کند که بدون او، قهرمان داستان نیز وجود نخواهد داشت. در نتیجه، تأثیرگذاری صحنه‌های سینمایی با عناصر عاطفی‌شان، به واسطه تعامل میان بازیکن و همراه، عمیق‌تر می‌شود.

۲. پایانی بر حرکت‌های کند و ترس از چالش‌ها

نیازی به یادآوری نیست که ماموریت‌های اسکورت در بالاترین سطح ممکن به ریتم و سیستم حرکتی بازی آسیب می‌زنند. بازیکن در لحظاتی که سراسیمه به دنبال اقدامی می‌گردد، چنان رفتارش آشفته می‌شود که گویی از روی مستی حرکت می‌کند. اما Pragmata دایانا را با قهرمان بازی چنان ادغام می‌کند که دیگر نگران جا ماندن یا آسیب‌پذیری او نباشیم. در اینجا، چالش‌های بازیکن دیگر اضطراب فزاینده نیست، بلکه صرفاً به تلاش و تمرین برای ایجاد هماهنگی با همراه ختم می‌شود.

مشخصات سیستم مورد نیاز بازی Pragmata اعلام شد

۱. فضای منزوی و سرد، بستری برای برجسته‌سازی قهرمانان

به لطف گرافیک هنری خاص Pragmata با رنگ‌بندی‌های سرد و نمایش فضاهای متروک، حس انزوا به خوبی به بازیکن منتقل می‌شود. با نبود عناصر ظاهری اضافی در محیط، بستری فوق‌العاده برای نمایش روابط میان دایانا و هیو (قهرمان داستان) ایجاد می‌شود تا سفر این دو را شخصی و خاص جلوه دهد.

نتیجه‌گیری: از شیفتگی به تنوع ظاهری دست برداریم و به عمق گیم‌پلی بیندیشیم

درک چرایی طراحی یک مکانیک یا ماموریت خاص، در نهایت حکم ماندگاری یا فراموش‌شدن یک بازی را رقم می‌زند. کپکام پذیرفته که دیگر سناریوی دلهره‌آور محافظت لیون از اشلی در رزیدنت ایول ۴ پاسخگو نیست و صرفاً با هدف افزایش تنوع مراحل، نمی‌توان بازیکن را به تجربه لحظاتی سطحی و بی‌معنا وادار کرد. از این رو، Pragmata آمده تا با گنجاندن یک رابطه پدر-دختری در دل طراحی ماموریت‌ها و گیم‌پلی خود، یادآوری کند که شاید بد نباشد از شیفتگی به سراب تنوع مراحل دست بکشیم و با چنین سناریوهایی به عنوان ویژگی‌ای بنیادین و اندیشیده‌شده برخورد کنیم.

 

| مطالب فیلم وسریال

| مطالب بازی