در تاریخ سینما فیلمهای زیادی ساخته شدهاند که با استقبال گسترده مخاطبان و منتقدان روبهرو شدهاند و جایگاه ویژهای در فرهنگ عامه پیدا کردهاند. با این حال، محبوبیت یک فیلم لزوماً به این معنا نیست که همه تماشاگران آن را اثری بینقص یا شاهکار بدانند. اصطلاح «اورریتد» یا بیش از حد تحسینشده نیز دقیقاً برای چنین آثاری به کار میرود؛ فیلمهایی که برخی معتقدند شهرت و ستایش پیرامون آنها بیشتر از کیفیت واقعیشان است.
البته چنین موضوعی کاملاً به سلیقه افراد وابسته است. حتی فیلمهایی مانند The Godfather و 12 Angry Men که در میان بهترین آثار تاریخ سینما قرار میگیرند، مخالفان و منتقدان خودشان را دارند. رسانه Listverse با تکیه بر دیدگاههای مخاطبان، فهرستی از فیلمهایی را تهیه کرده که از نظر بخشی از سینمادوستان بیش از اندازه مورد تحسین قرار گرفتهاند.
طبیعی است که بسیاری از مخاطبان با این فهرست موافق نباشند. حتی ممکن است قرار گرفتن بعضی از این آثار در چنین فهرستی برای طرفدارانشان عجیب یا غیرقابلقبول باشد. با این حال، باید توجه داشت که این فهرست یک آمار رسمی یا نظر قطعی درباره کیفیت فیلمها نیست و بر اساس دیدگاه مخاطبان شکل گرفته است.
Jaws
یکی از عجیبترین انتخابهای این فهرست Jaws یا آروارهها است؛ فیلمی که از موفقترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینما به شمار میرود. حضور چنین فیلمی در میان آثار بیش از حد تحسینشده شاید در نگاه اول غیرمنتظره باشد، زیرا Jaws طی دههها هم از سوی منتقدان و هم مخاطبان مورد ستایش قرار گرفته است.
Listverse نیز تأکید میکند که آروارهها بدون شک یکی از کلاسیکهای مهم سینما محسوب میشود و بسیاری آن را در فهرست بهترین فیلمهای تاریخ قرار میدهند. با این حال، این پرسش مطرح میشود که آیا فیلم واقعاً تا اندازهای که شهرتش نشان میدهد یک شاهکار است یا خیر.
این دیدگاه به معنای ضعیف بودن Jaws نیست. فیلم از نظر کارگردانی، ایجاد تعلیق و فضاسازی عملکرد بسیار قدرتمندی دارد. حضور کوسه و ترسی که در طول داستان شکل میگیرد همچنان تأثیرگذار است و خود کوسه نیز به یکی از نمادهای ماندگار فرهنگ عامه تبدیل شده است. با این حال، با دقت بیشتر در داستان و شخصیتها میتوان نقاط ضعفی پیدا کرد که مانع از آن میشوند فیلم را یک اثر کاملاً بینقص بدانیم.
به اعتقاد Listverse، شخصیتهای Jaws از عمق و پیچیدگی چندانی برخوردار نیستند. رئیس برودی با بازی روی شایدر، شخصیتی قابلدرک و باورپذیر دارد، اما بسیاری از شخصیتهای دیگر بیشتر به نمونههایی کلیشهای شباهت دارند.
هوپر با بازی ریچارد درایفس همان دانشمند باهوش و کمی عجیبوغریب است و کوئینت با بازی رابرت شاو نیز در نقش ناخدای مسن، خشن و کمحرف ظاهر میشود. این شخصیتها در بیشتر مواقع فراتر از همین ویژگیهای اولیه پیش نمیروند و فرصت چندانی برای نمایش ابعاد عمیقتر شخصیتشان ندارند.
ریتم فیلم نیز در بعضی بخشها نسبتاً آهسته میشود. کارگردانی و ایجاد تعلیق در لحظاتی که پیش از حملههای کوسه سپری میشوند بسیار ماهرانه است، اما قسمتهایی نیز وجود دارند که اتفاق مهمی در آنها رخ نمیدهد. همین مسئله ممکن است باعث شود Jaws برای بعضی تماشاگران در بخشهایی کشدار به نظر برسد.
در نهایت، این دیدگاه Jaws را فیلمی خوب و مهم میداند، اما نه اثری که الزاماً به اندازه ستایشهای پیرامونش فوقالعاده باشد. فیلم همچنان ارزش تماشا دارد، بهخصوص به دلیل تعلیق و تأثیر گستردهای که بر سینمای وحشت و هیجانی گذاشت؛ با این حال، کسانی که انتظار یک شاهکار کاملاً بینقص داشته باشند ممکن است با انتظاراتشان فاصلهای احساس کنند.
The Shining
The Shining یا درخشش، ساخته استنلی کوبریک، یکی دیگر از آثار بسیار مشهور این فهرست است. فیلمی که بازی جک نیکلسون در آن یکی از مهمترین نقاط قوتش محسوب میشود و طی سالها به جایگاهی ویژه در تاریخ ژانر وحشت دست پیدا کرده است.
Listverse با وجود تمام ستایشهایی که درباره The Shining شنیده میشود، معتقد است این فیلم نیز تا حدی بیشتر از اندازه واقعی خود مورد تحسین قرار گرفته است.
داستان اصلی فیلم در ظاهر چندان پیچیده نیست. خانوادهای به هتلی دورافتاده میروند و پدر خانواده بهتدریج کنترل ذهنی خود را از دست میدهد و تلاش میکند اعضای خانوادهاش را به قتل برساند. هرچند فیلم ایدههای جذاب و قابلتوجهی دارد، اما از نگاه این فهرست، طرح اصلی داستان بهخصوص با معیارهای امروزی چندان پیچیده یا نوآورانه نیست و نمونههایی مشابه آن در فیلمهای ترسناک متعددی دیده شده است.
مدت زمان نزدیک به دو ساعت و نیم نیز در کنار ریتم آهسته فیلم میتواند برای برخی تماشاگران مشکلساز باشد. البته این کندی احتمالاً بخشی از سبک عمدی فیلم است، اما برای گروهی از مخاطبان ممکن است به جای افزایش تعلیق، نتیجهای خستهکننده داشته باشد.
بازی جک نیکلسون در نقش جک تورنس بدون شک یکی از ماندگارترین اجراهای سینمای وحشت است، اما از دیدگاه Listverse، بعضی لحظات بازی او بیش از اندازه اغراقآمیز و حتی کارتونی به نظر میرسد. در مقابل، برخی دیگر از بازیهای فیلم نیز به همان اندازه باورپذیر یا از نظر احساسی اثرگذار نیستند.
با وجود این انتقادها، نمیتوان تأثیر تاریخی The Shining را نادیده گرفت. فیلم در زمان اکران اثری مهم و تأثیرگذار بود و فیلمبرداری، فضاسازی و صحنههای نمادین آن تأثیر زیادی بر سینمای وحشت گذاشتند. با این حال، شهرت بسیار زیاد فیلم ممکن است باعث شده باشد جایگاه آن در ذهن بعضی مخاطبان حتی فراتر از کیفیت واقعی اثر قرار بگیرد.
Forrest Gump
Forrest Gump یا فارست گامپ با بازی تام هنکس نیز در میان انتخابهای این فهرست قرار گرفته است؛ موضوعی که احتمالاً برای طرفداران فیلم عجیب خواهد بود. این اثر سالهاست به عنوان یکی از محبوبترین فیلمهای سینما شناخته میشود و بسیاری آن را در شمار آثار ماندگار تاریخ قرار میدهند.
با این حال، Listverse معتقد است محبوبیت گسترده Forrest Gump باعث شده انتقاد از آن دشوار باشد و همین مسئله به شکلگیری تصویری بیش از اندازه مثبت از فیلم کمک کرده است.
فارست گامپ درباره موضوعاتی مانند عشق، دوستی و تسلیم نشدن در برابر مشکلات حرف میزند، اما از دیدگاه این فهرست، نحوه انتقال این مفاهیم گاهی بیش از حد ساده و احساسی است.
یکی از مهمترین ایرادهای مطرحشده درباره فیلم به خود داستان مربوط میشود. فارست به شکلی عجیب و تقریباً همیشه به صورت اتفاقی در چندین رویداد مهم تاریخ آمریکا حضور پیدا میکند. از سوی دیگر، او بدون اینکه مجبور شود تصمیمهای بسیار دشوار یا پیچیدهای بگیرد، در نهایت به موفقیت و ثروت قابلتوجهی میرسد.
این اتفاقات ممکن است برای مخاطب سرگرمکننده باشند، اما از نگاه منتقدان Listverse باعث میشوند داستان بیش از حد تصادفی و غیرواقعی به نظر برسد.
احساساتیگرایی شدید فیلم نیز یکی دیگر از موارد مورد انتقاد است. روایت در بسیاری از لحظات تلاش میکند احساسات مخاطب را بهشدت تحریک کند و از نگاه این دیدگاه، گاهی این احساسات به جای اینکه به شکل طبیعی در داستان شکل بگیرند، به مخاطب تحمیل میشوند.
با این حال، Forrest Gump همچنان فیلمی سرگرمکننده با لحظات ماندگار فراوان است. بحث اصلی Listverse این نیست که فیلم اثری ضعیف محسوب میشود، بلکه معتقد است حجم تحسینهایی که طی سالها دریافت کرده با کیفیت واقعی آن تناسب کامل ندارد و داستانگویی بیش از اندازه احساسی آن باعث شده فاصلهای میان شهرت فیلم و ارزیابی منتقدانه از آن ایجاد شود.
Titanic
Titanic به کارگردانی جیمز کامرون یکی دیگر از نامهای بسیار شناختهشده این فهرست است. فیلمی که به یکی از آثار نمادین سینمای جهان تبدیل شده و همچنان یکی از مشهورترین تولیدات تاریخ سینما محسوب میشود.
Listverse بخشهایی از فیلم، بهخصوص رابطه میان جک و رز، را بیش از اندازه مصنوعی و دراماتیک میداند و بر همین اساس Titanic را نیز در میان آثار اورریتد قرار داده است.
یکی از مهمترین انتقادهای مطرحشده متوجه رابطه جک و رز است. قرار است رابطه این دو شخصیتی پرشور و فراموشنشدنی باشد، اما از نگاه این فهرست، شکلگیری سریع عشق میان آنها در بعضی لحظات بیش از حد غیرواقعی و کلیشهای به نظر میرسد.
تفاوت طبقاتی میان زندگی مرفه رز و شرایط دشوار جک ایدهای جذاب برای روایت است، اما رابطه این دو میتوانست با جزئیات بیشتری ساخته شود تا باورپذیری آن افزایش پیدا کند. البته این احتمال نیز مطرح است که گذشت زمان باعث شده برخی از جنبههای این رابطه برای مخاطبان امروزی کلیشهای به نظر برسد؛ در حالی که شاید چنین مسئلهای هنگام اکران فیلم به همان اندازه محسوس نبوده است.
از سوی دیگر، داستان Titanic نیز از نظر Listverse چندان خلاقانه نیست. غرق شدن کشتی تایتانیک یک فاجعه تاریخی بسیار مهم است، اما فیلم از این اتفاق تاریخی بیشتر به عنوان بستری برای روایت یک داستان عاشقانه خیالی استفاده میکند.
از آنجا که مخاطب از همان ابتدا میداند سرنوشت کشتی چه خواهد بود، نتیجه فاجعه اصلی دیگر جنبهای رازآلود یا غیرقابلپیشبینی ندارد. بخش قابلتوجهی از زمان فیلم نیز صرف معرفی شخصیتها و شکلگیری رابطه جک و رز میشود و حادثه غرق شدن کشتی نسبتاً دیر وارد مرحله اصلی روایت میشود.
مدت زمان طولانی فیلم نیز ممکن است برای برخی تماشاگران خستهکننده باشد و باعث شود ریتم Titanic در قسمتهایی آهسته احساس شود.
با تمام این انتقادها، Titanic همچنان فیلمی نمادین با جلوههای بصری چشمگیر و موسیقی بسیار ماندگار است. قرار گرفتن آن در این فهرست به معنای نادیده گرفتن دستاوردهای فنی و فرهنگی فیلم نیست؛ بلکه دیدگاه مطرحشده این است که محبوبیت بسیار زیاد آن الزاماً به معنای بینقص یا خارقالعاده بودن فیلم نیست.
Avatar
دومین اثر جیمز کامرون در این فهرست Avatar است؛ فیلمی که برای سالها عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینما را در اختیار داشت و به یکی از شناختهشدهترین آثار سینمای مدرن تبدیل شد.
Listverse معتقد است Avatar از نظر فنی و بصری دستاوردی بزرگ است، اما پیامهای مهمی که فیلم قصد دارد منتقل کند گاهی بیش از اندازه ساده و مستقیم مطرح میشوند و در طول روایت عمق مورد انتظار را پیدا نمیکنند.
این رسانه با اشاره به چند بار تماشای فیلم میگوید ارزشهای فنی و بصری Avatar قابل انکار نیست. دنیای پاندورا با جزئیات فراوان طراحی شده و جلوههای ویژه فیلم در زمان عرضه یکی از مهمترین دستاوردهای فناوری سینمایی محسوب میشدند.
با این حال، اگر جذابیتهای بصری Avatar را کنار بگذاریم، داستان آن از نگاه Listverse چندان تازه نیست. روایت از الگویی آشنا استفاده میکند: فردی غریبه وارد سرزمینی ناشناخته میشود، با مردم بومی آن منطقه ارتباط برقرار میکند، متوجه میشود گروه خودش در حال انجام کار اشتباهی است و در نهایت در برابر آنها قرار میگیرد.
شخصیت جیک سالی نیز به اندازهای که انتظار میرود پیچیده نیست. تغییرات شخصیتی او نسبتاً سریع رخ میدهد و همین موضوع ممکن است برای برخی مخاطبان باورپذیری تحول او را کاهش دهد. در نتیجه، رابطه جیک و نیتیری نیز از دیدگاه Listverse به اندازه کافی قانعکننده یا احساسی شکل نمیگیرد.
رابطه عاشقانه این دو شخصیت با سرعت زیادی پیش میرود و از نظر این دیدگاه، شیمی میان آنها به اندازهای که فیلم انتظار دارد قدرتمند نیست.
نحوه پرداختن Avatar به موضوعات اصلی نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. فیلم بهوضوح درباره مسائلی مانند نابودی محیط زیست، استعمار و طمع انسان صحبت میکند؛ موضوعاتی که اهمیت زیادی دارند. با این حال، پیامهای فیلم بسیار مستقیم و ساده بیان میشوند و فضای چندانی برای پرداختن به دیدگاههای متفاوت یا پیچیدهتر باقی نمیماند.
در نهایت، Avatar بدون تردید فیلمی چشمگیر از نظر بصری و فنی است. اما طبق دیدگاه مطرحشده در این فهرست، جلوههای ویژه و دنیای خیرهکننده پاندورا نمیتوانند تمام ضعفهای مربوط به شخصیتپردازی و داستان قابلپیشبینی را برطرف کنند. فروش بسیار بالای فیلم نیز تا حد زیادی با همین جذابیت بصری و تجربه سینمایی متفاوتی که ارائه میکرد ارتباط دارد.
در کنار این پنج فیلم، Listverse پنج اثر مشهور دیگر یعنی Moulin Rouge!، Gravity، Fight Club، The Blair Witch Project و The Notebook را نیز در فهرست فیلمهای بیش از حد تحسینشده قرار داده است.
بنابراین فهرست کامل این رسانه شامل ۱۰ فیلم است که از نگاه آن و بخشی از مخاطبان، بیشتر از میزان شایستگی واقعی خود مورد توجه و تمجید قرار گرفتهاند. البته قرار گرفتن این آثار در چنین فهرستی به هیچ عنوان به معنای توافق عمومی درباره کیفیت آنها نیست و طبیعتاً طرفداران زیادی وجود دارند که با این دیدگاه مخالف هستند.
در نهایت، اینکه یک فیلم را اورریتد بدانیم یا اثری کمنقص، جذاب و ماندگار تلقی کنیم، تا حد زیادی به نگاه هر مخاطب و منتقد بستگی دارد. درباره هر یک از این آثار نیز میتوان از جنبههای فنی، داستانی، بازیگری، کارگردانی و تأثیرگذاری فرهنگی بحثهای مفصلی مطرح کرد. همین تفاوت دیدگاههاست که چنین فهرستهایی را به موضوعی بحثبرانگیز در میان علاقهمندان سینما تبدیل میکند.




















