آستین باتلر و ادوارد برگر فیلمی درباره لنس آرمسترانگ خواهند ساخت

آستین باتلر و ادوارد برگر فیلمی درباره لنس آرمسترانگ خواهند ساخت

صنعت سینما بار دیگر به سراغ یکی از پیچیده‌ترین، بحث‌برانگیزترین و دراماتیک‌ترین داستان‌های دنیای ورزش رفته است.

به گزارش خبرگزاری ددلاین، این بار، پروژه‌ای بلندپروازانه در حال شکل‌گیری است تا زندگی لنس آرمسترانگ، دوچرخه‌سوار افسانه‌ای و سقوط‌کرده آمریکایی را به پرده نقرهای بیاورد. آنچه این پروژه را از تلاش‌های قبلی متمایز می‌کند، ترکیبی استثنایی از استعدادهای پشت و جلوی دوربین و مهم‌تر از همه، همکاری رسمی خود آرمسترانگ است.

در مرکز این پروژه، آستین باتلر، بازیگر جوان و تحسین‌شده‌ای قرار دارد که پس از درخشش در نقش الویس پریسلی، اکنون قرار است یکی از دشوارترین نقش‌های ممکن را بر عهده بگیرد. باتلر باید شخصیتی را به تصویر بکشد که هم یک قهرمان جهانی شکست‌ناپذیر و هم یک فرد فریبکار اعتراف‌کننده است، انسانی که هم الهام‌بخش میلیون‌ها بیمار سرطانی بود و هم با اعتراف به دوپینگ سازمان‌یافته، بنیان اعتماد در ورزش حرفه‌ای را متزلزل کرد. انتخاب باتلر برای این نقش، نشان از جسارت و اعتقاد سازندگان به توانایی او در ارائه لایه‌های مختلف این شخصیت متناقض دارد.

پشت دوربین نیز قدرت قابل توجهی جمع شده است. ادوارد برگر، کارگردان آلمانی که به تازگی با فیلم «در جبهه غرب خبری نیست» موفق به کسب جایزه اسکار شده است، هدایت این پروژه را بر عهده خواهد داشت. حضور برگر نوید یک پرداخت سینمایی جدی، بی‌پرده و متمرکز بر ابعاد دراماتیک و اخلاقی داستان را می‌دهد. همچنین، زک بیلین، نویسنده فیلمنامه موفق «کینگ ریچارد»، مسئولیت نوشتن متن را بر عهده دارد که تضمینی بر عمق شخصیت‌پردازی و ساختار روایی محکم است. این تیم سه‌نفره (باتلر، برگر، بیلین) نشان می‌دهد که هدف ساخت یک بیوگرافی ساده نیست، بلکه خلق یک دروازه‌ای سینمایی بر یک تراژدی مدرن است.

اما شاید مهم‌ترین تفاوت این پروژه با فیلم قبلی «برنامه» (۲۰۱۵)، که در آن بن فاستر نقش آرمسترانگ را بازی کرد، موافقت رسمی خود آرمسترانگ برای واگذاری حقوق زندگی‌اش است. این مشارکت می‌تواند دو روی داشته باشد: از یک سو، دسترسی به جزئیات خصوصی، خاطرات و دیدگاه‌های درونی شخصیت اصلی را فراهم می‌آورد که برای یک روایت عمیق ضروری است. از سوی دیگر، این پرسش جدی را ایجاد می‌کند که آیا فیلم نهایی می‌تواند نگاهی انتقادی و بی‌طرفانه داشته باشد، یا ممکن است به سمت توجیه‌گرایی یا قهرمان‌سازی مجدد سوق پیدا کند. هنوز مشخص نیست که آرمسترانگ و تیم تولید چه سطحی از کنترل خلاقانه را توافق کرده‌اند.

منابع صنعتی گزارش می‌دهند که این پروژه باعث ایجاد رقابتی داغ میان استودیوهای بزرگ هالیوود برای به دست آوردن حقوق توزیع آن شده است. این علاقه نشان می‌دهد که صنعت سینما همچنان برای داستان‌هایی با کهن‌الگوی اوج و سقوط حماسی ارزش قائل است. گفته می‌شود سبک فیلم قرار است ترکیبی از هیجان و زیبایی‌شناسی بصری فیلم‌های مسابقه‌ای (مانند آثار فرمول یک) و شدت خشن و شخصیت‌محور درام‌های ورزشی کلاسیک مانند «گاو خشمگین» اسکورسیزی باشد.

در نهایت، این فیلم نه تنها به بازگویی یک رسوایی ورزشی می‌پردازد، بلکه به مفاهیم جهانی‌تری مانند وسوسه قدرت، فرهنگ پیروزی به هر قیمت، ساخت اسطوره و ویرانی آن، و توانایی جامعه در بخشش خواهد پرداخت. موفقیت یا شکست آن به توانایی تیم سازنده در حفظ تعادل بین جذابیت سرگرمی‌کننده یک داستان ورزشی و وزن اخلاقی یک فاجعه انسانی بستگی خواهد داشت. اگر این تعادل به درستی برقرار شود، می‌تواند اثری ماندگار خلق کند که فراتر از دنیای ورزش، درباره ذات موفقیت و شکست در عصر مدرن سخن بگوید.

| مطالب فیلم وسریال

| مطالب بازی