لغو یک سریال همیشه به معنی تمام شدن داستان آن نیست. گاهی یک مجموعه درست زمانی متوقف میشود که شخصیتها و دنیای آن تازه به مرحله جذابی رسیدهاند.
این اتفاق در سالهای اخیر با گسترش سرویسهای استریم بیشتر دیده شده است. بسیاری از پلتفرمها برای ادامه تولید، به تعداد مخاطبان و هزینه ساخت توجه زیادی دارند. به همین دلیل، حتی سریالهای تحسینشده هم ممکن است پس از یک یا دو فصل کنار گذاشته شوند.
در ادامه سراغ ۱۰ سریالی میرویم که داستان یا جهان آنها همچنان ظرفیت زیادی برای ادامه داشت.
Mindhunter
Mindhunter یکی از شناختهشدهترین نمونههای سریالهای ناتمام است. این مجموعه با بازی جاناتان گروف، هولت مککالانی و آنا تورو، به فعالیت مأموران FBI در دهه ۱۹۷۰ میپرداخت؛ افرادی که برای شناخت ذهن قاتلان زنجیرهای، روشهای تازهای را بررسی میکردند.
سریال در دو فصل ساخته شد و فصل دوم توانست توجه زیادی جلب کند. داستان نیز کمکم از پروندههای جنایی فاصله گرفت و زندگی شخصی و مشکلات حرفهای شخصیتهای اصلی را بیشتر نشان داد.
Mindhunter رسماً با یک پایان قطعی لغو نشد و مدتی در وضعیت نامشخص قرار داشت. دیوید فینچر به دلیل پروژههای دیگر و زمانبر بودن روند تولید نتوانست ادامه آن را پیش ببرد.
با این حال، جهان سریال همچنان ظرفیت معرفی پروندههای تازه و قاتلان مشهور را داشت. به همین دلیل، نبود فصل سوم همچنان یکی از حسرتهای طرفداران این مجموعه است.
The OA
The OA از متفاوتترین سریالهای علمیتخیلی نتفلیکس بود. داستان درباره پریری جانسون است که پس از هفت سال ناپدیدشدن به خانه بازمیگردد و نکته عجیب اینجاست که با وجود نابینایی پیشین، حالا میتواند ببیند.
ماجرا در ادامه به جهانهای موازی، اتفاقات فراطبیعی و آزمایشهای عجیب کشیده میشود. نتفلیکس تنها دو فصل از سریال را ساخت و فصل دوم درست در نقطهای به پایان رسید که پرسشهای تازهای درباره ادامه داستان ایجاد شده بود.
بریت مارلینگ و زال باتمانقلیچ از ابتدا برای داستان برنامهای پنجبخشی داشتند. با لغو سریال، بخش قابل توجهی از ایدههای آنها هیچوقت به تصویر کشیده نشد.
The OA حتی سالها پس از توقف نیز طرفداران خود را حفظ کرده است. ادامه داستان میتوانست بسیاری از رازهای مطرحشده در دو فصل نخست را توضیح دهد.
1899
1899 یکی از پروژههای بلندپروازانه نتفلیکس و ساخته سازندگان Dark بود. داستان گروهی از مهاجران را دنبال میکرد که در سال ۱۸۹۹ با کشتی راهی آمریکا هستند، اما پیدا شدن یک کشتی گمشده همهچیز را تغییر میدهد.
سریال تنها یک فصل داشت و درست زمانی متوقف شد که بخش مهمی از رازهای داستان در حال آشکار شدن بود. پایان فصل اول نیز پرسشهای بیشتری را برای مخاطبان ایجاد کرد.
طرفداران پس از لغو سریال برای ادامه آن کمپینهایی راه انداختند، اما تلاشها نتیجهای نداشت. هزینه بالای تولید آثار علمیتخیلی و تعداد مخاطبان از جمله عواملی هستند که در تصمیمگیری سرویسهای استریم اهمیت دارند.
اگر 1899 فرصت ادامه پیدا میکرد، فصلهای بعدی میتوانستند پاسخ بسیاری از معماهای فصل اول را ارائه کنند.
Hannibal
Hannibal با بازی مس میکلسن و هیو دنسی، یکی از متفاوتترین سریالهای جنایی و روانشناختی تلویزیون بود. داستان رابطه پیچیده هانیبال لکتر و ویل گراهام، مأمور FBI، را دنبال میکرد.
برایان فولر با این مجموعه توانست فضای آثار توماس هریس را با سبک بصری منحصربهفردی ترکیب کند. Hannibal در سه فصل ساخته شد و با وجود استقبال منتقدان و طرفداران، در سال ۲۰۱۵ متوقف شد.
عملکرد نهچندان قدرتمند از نظر تعداد مخاطبان یکی از دلایل پایان سریال بود. با این حال، داستان هنوز امکان ادامه داشت و فولر نیز ایدههای مختلفی برای آینده آن در نظر گرفته بود.
حتی یک فصل دیگر میتوانست فرصت مناسبی برای گسترش داستان شخصیتها و جمعبندی برخی خطوط داستانی باشد.
Raised by Wolves
Raised by Wolves یکی از جاهطلبانهترین سریالهای علمیتخیلی سالهای اخیر بود. داستان در آیندهای جریان داشت که زمین بر اثر جنگ نابود شده و دو اندروید وظیفه پرورش گروهی از کودکان انسان را در سیارهای دور بر عهده دارند.
آماندا کالین، ابوبکر سلیم و تراویس فیمل از بازیگران اصلی این مجموعه بودند. سریال به دلیل جهانسازی گسترده و موضوعاتی مانند مذهب، هوش مصنوعی و ماهیت انسان مورد توجه قرار گرفت.
HBO Max پس از دو فصل تولید سریال را متوقف کرد. این اتفاق همزمان با تغییرات گسترده در ساختار Warner Bros. Discovery رخ داد و Raised by Wolves نیز از این تغییرات تأثیر گرفت.
پایان فصل دوم همچنان پرسشهای زیادی بدون پاسخ گذاشت. موجودات ناشناخته، تمدنهای مختلف و رازهای مربوط به جهان سریال میتوانستند در فصلهای بعدی گسترش پیدا کنند.
Pushing Daisies
Pushing Daisies یکی از خاصترین ترکیبهای کمدی، فانتزی و معمای جنایی تلویزیون بود. داستان درباره ند است؛ مردی که میتواند مردگان را با لمس کردن زنده کند، اما اگر آن فرد بیش از یک دقیقه زنده بماند، شخص دیگری در اطرافش برای همیشه میمیرد.
ند از توانایی خود برای حل پروندههای قتل استفاده میکند. در همین مسیر نیز با عشق قدیمی خود، چاک، دوباره روبهرو میشود.
این سریال تنها دو فصل داشت و مشکلات مختلفی از جمله کاهش مخاطب و شرایط تلویزیون شبکهای به پایان آن کمک کردند. فصل اول نیز به دلیل اعتصاب نویسندگان کوتاهتر از برنامه اولیه بود.
Pushing Daisies فضای بصری و داستانی کاملاً متفاوتی داشت. ادامه آن میتوانست قوانین قدرت ند و رابطه میان شخصیتها را بیشتر بررسی کند.
Freaks and Geeks
Freaks and Geeks یکی از نمونههای معروف سریالهایی است که تنها یک فصل فرصت پیدا کردند. داستان گروهی از نوجوانان یک دبیرستان در دهه ۱۹۸۰ را دنبال میکرد و تلاش داشت تصویری واقعیتر از زندگی نوجوانان ارائه دهد.
جیمز فرانکو، ست روگن، جیسون سیگل و لیندا کاردلینی از بازیگران این مجموعه بودند. بسیاری از این بازیگران بعدها به چهرههای شناختهشده سینما و تلویزیون تبدیل شدند.
مشکلات شبکه، برنامه پخش نامنظم و تعداد پایین مخاطبان باعث شدند NBC سریال را کنار بگذارد. با این حال، Freaks and Geeks بعدها به یک کالتکلاسیک تبدیل شد.
اگر سریال فرصت بیشتری پیدا میکرد، احتمالاً میتوانست مسیر زندگی شخصیتهایش را در سالهای بعد نیز دنبال کند.
Counterpart
Counterpart داستانی درباره جهانهای موازی بود که عناصر علمیتخیلی را با یک تریلر جاسوسی ترکیب میکرد. جی.کی. سیمونز در این سریال دو نسخه متفاوت از یک شخصیت را بازی کرد؛ دو مرد که در دو جهان موازی زندگی میکنند.
سریال در دو فصل ساخته شد و توانست ایده جهانهای موازی را به شکلی متفاوت دنبال کند. با این حال، Starz پس از فصل دوم تولید آن را متوقف کرد.
فصل دوم تا حدی توانست داستان اصلی را جمعبندی کند، اما جهان Counterpart همچنان جای زیادی برای داستانهای جدید داشت. نسخههای مختلف شخصیتها و پیامدهای ارتباط میان دو جهان میتوانستند سوژه فصلهای بیشتری باشند.
Lodge 49
Lodge 49 یکی از متفاوتترین آثار این فهرست است. داستان درباره شان داد، مردی سرگردان است که پس از مرگ پدرش به یک باشگاه مرموز میپیوندد.
این باشگاه مجموعهای از شخصیتهای عجیب، رازهای قدیمی و ایدههای فلسفی را در خود جای داده است. سریال در نهایت دو فصل داشت و پس از فصل دوم لغو شد.
Lodge 49 هیچوقت به یک موفقیت تجاری بزرگ تبدیل نشد، اما طرفداران خاص خود را پیدا کرد. فصل دوم نیز با معرفی ایدهها و مسیرهای تازه نشان داد که سازندگان همچنان داستانهای زیادی برای روایت دارند.
فصل سوم میتوانست بسیاری از این خطوط داستانی را ادامه دهد و جهان متفاوت سریال را بیشتر گسترش دهد.
Santa Clarita Diet
Santa Clarita Diet یکی از متفاوتترین کمدیهای نتفلیکس بود. این سریال زندگی زوجی به نام شیلا و جوئل را دنبال میکرد که پس از تبدیل شدن شیلا به موجودی شبیه زامبی، با شرایطی کاملاً متفاوت روبهرو میشوند.
شیلا برای زنده ماندن به گوشت انسان نیاز دارد و همین موضوع زندگی خانوادگی آنها را وارد مجموعهای از موقعیتهای عجیب و خشن میکند.
سریال در سه فصل توانست ترکیبی متفاوت از کمدی، وحشت و داستان خانوادگی ارائه دهد. با این حال، نتفلیکس در سال ۲۰۱۹ آن را متوقف کرد.
مشکل اصلی برای طرفداران این بود که فصل سوم با چند خط داستانی ناتمام به پایان رسید. سازندگان نیز بعدها درباره ایدههایی که برای فصل چهارم داشتند صحبت کردند، اما این ایدهها هیچوقت به مرحله تولید نرسیدند.
لغو این ۱۰ سریال نشان میدهد که پایان یک مجموعه همیشه نتیجه کامل شدن داستان نیست. هزینه تولید، تعداد مخاطبان، برنامه سازندگان و تصمیمهای شبکه یا سرویس استریم میتوانند سرنوشت یک سریال را تغییر دهند.
بعضی از این آثار بعدها به محبوبیت بیشتری رسیدند و بعضی دیگر همچنان طرفدارانشان را منتظر ادامه نگه داشتهاند. در نهایت، چیزی که همه آنها را به هم مرتبط میکند، داستانها و جهانهایی است که میتوانستند برای مدت بیشتری ادامه پیدا کنند.




























